شنبه, خرداد ۲۳, ۱۴۰۵
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
می نوا
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
می نوا
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
صفحه اصلی FA رمان در جستجوی معنای زندگی

راز جعبه چوبی

مهدی توسط مهدی
فروردین ۱۸, ۱۴۰۵
در رمان در جستجوی معنای زندگی
418 5
0
585
اشتراک گذاری ها
3.3k
بازدیدها
اشتراک گذاری در فیسبوکاشتراک گذاری در توییتر

نامه را تا کرد، لبه‌ها را صاف کرد، گذاشت کنار. بعد بلند شد و رفت سمت جعبه چوبی که کنار دیوار، زیر پنجره بود. جعبه‌ای ساده، از چوب گردو، با لولاهای برنجی که دیگر سیاه شده بودند. پانزده سال بود این جعبه همراهش بود، از تهران تا این روستا، از آن زندگی تا این زندگی.

در را باز کرد. بوی کاغذ کهنه پیچید توی فضا، بوی خاطره، بوی سال‌هایی که گذشته بود. جعبه پر بود از نامه، ردیف ردیف، با تاریخ‌های مختلف. اولی‌ها را نگاه کرد: ۱۵ آبان ۱۳۸۸. اولین نامه. یک ماه بعد از تصادف.

شاید شما هم دوست داشته باشید

 فصل ۵: «پیرمرد و خاطرات»

 فصل ۴: «اولین برخورد»

 فصل ۳: «نامه‌ای که هرگز خوانده نشد»

دستش را کشید روی آن‌ها، آرام، انگار که سر بچه‌هایش را نوازش کند. بعد نامه امروز را گذاشت روی بقیه، لبه جعبه، جایی که تازه‌ترین نامه‌ها می‌ایستادند.

چند ثانیه به انبوه نامه‌ها نگاه کرد. پانزده سال. پنج هزار و پانصد روز. پنج هزار و پانصد نامه. هر کدام چندصد کلمه. میلیون‌ها کلمه که هیچ کس نخوانده بود.

یکی از نامه‌های قدیمی را برداشت. تاریخش ۳ خرداد ۱۳۸۹ بود. شش ماه بعد از تصادف. بازش کرد، خواند:

زهرای من، امروز بهار اومده. درخت‌ها سبز شدن. رفتم توی حیاط، زیر درخت توت نشستم. یادته پارسال این موقع با برادرات رفته بودیم توت بچینیم؟ تو اومدی بالا، از اون شاخه بلند، توت‌ها رو می‌چیدی می‌نداختی پایین. سعید می‌گرفت، رضا می‌خورد. مادرت می‌گفت مواظب باشین نیفتین.

حالا درخت توت هست، توت‌هاش هستن، اما شما نیستین. من زیر درخت نشستم، توت چیدم، خوردم. اما مزه نمی‌داد. بی‌شما هیچ چیز مزه نداره.

نامه را بست. چشم‌هایش خیس شد. گذاشتش سر جایش.

نامه دیگری برداشت، چند سال بعد: «زهرا، امروز رفتم سر خاک مادرت. علف‌ها روییده بودن روی قبرش. آب زدم، گل گذاشتم. گفتم برات دعا کنم، اما فقط نشستم گریه کردم. می‌دونی، من که همه عمر از معنا گفتم، از خدا گفتم، از عرفان گفتم، وقتی خودم زمین خوردم، یادم رفت همه چی رو. فقط بلد بودم گریه کنم.

نامه را بست. نگاه کرد به دست‌هایش که می‌لرزید. دست‌هایی که روزی قلم به دست می‌گرفتند و مقاله می‌نوشتند و سخنرانی می‌کردند. حالا فقط نامه می‌نوشتند، به دختری که نمی‌خواند.

جعبه را بست. دستش را گذاشت روی در چوبی، سرما را حس کرد. چوب سرد بود، مثل همه چیز.

برگشت کنار پنجره. نشست، به دریاچه نگاه کرد. مه کاملاً رفته بود، آفتاب روی آب می‌تابید. قایق ماهیگیری دور بود، چند مرغ دریایی بالای سرش می‌چرخیدند.

به این فکر کرد که این نامه‌ها چه خواهند شد. وقتی او نباشد، کسی پیدا می‌شود که بخواندشان؟ کسی می‌فهمد توی این کاغذها چه گذشته؟ کسی می‌داند که پدری پانزده سال هر روز برای دخترش نوشته، بی‌آنکه جوابی بشنود؟

یا شاید همین جا بمانند، توی این جعبه چوبی، تا کسی روزی پیدا کند و دور بریزد. مثل خیلی چیزهای دیگر.

اما مهم نبود. نوشتن مهم بود. خودِ نوشتن.

چای سرد را یک جرعه خورد. تلخ بود.

زندگی ادامه داشت. حتی برای کسی که همه چیز را باخته بود.

برچسب ها: در جستجوی لذت و معنادر جستجوی معنای زندگیزندگی خوبسیر و سلوکشهود عرفانی و سعادتعرفان زندگی مدرنعشق الهی و لذتعقلانیت اسلامیلذت عمیق زندگیلذت‌های روحانیمعرفت شهودیمعنویت اسلامینواندیشی دینی و لذت
مهدی

مهدی

مرتبط پست ها

 فصل ۳: «نامه‌ای که هرگز خوانده نشد»
رمان در جستجوی معنای زندگی

 فصل ۵: «پیرمرد و خاطرات»

توسط مهدی
خرداد ۱۶, ۱۴۰۵
رمان در جستجوی معنای زندگی

 فصل ۴: «اولین برخورد»

توسط مهدی
خرداد ۸, ۱۴۰۵
 فصل ۳: «نامه‌ای که هرگز خوانده نشد»
رمان در جستجوی معنای زندگی

 فصل ۳: «نامه‌ای که هرگز خوانده نشد»

توسط مهدی
خرداد ۳, ۱۴۰۵
رمان در جستجوی معنای زندگی

فصل ۲: «زنی کنار پنجره»

توسط مهدی
اردیبهشت ۲۵, ۱۴۰۵
رمان در جستجوی معنای زندگی

«صبح‌های بی‌صدا»

توسط مهدی
اردیبهشت ۱۴, ۱۴۰۵

دسته‌ها

  • A new theory of happiness
  • art of life modern mysticism
  • en
  • godlikeness
  • hedonistic spirituality
  • In Search of the Meaning of Life
  • Islamic Civilization
  • The Quest for the Meaning of Life
  • در جستجوی لذت و معنا
  • در جستجوی معنای زندگی
  • دسته‌بندی نشده
  • رمان در جستجوی معنای زندگی
  • عبور از دروازه تردید
  • عرفان مدرن
  • عقلانیت اسلامی
  • معنویت لذت گرا
  • نظریه ای نو در باب خوشبختی
  • یک سال زندگی با مدیر 15 ساعته

© 2025 تمامی حقوق برای سایت می نوا محفوظ می باشد.

خوش آمدید!

به حساب خود در زیر وارد شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • en
    • godlikeness
    • hedonistic spirituality
  • FA
    • عبور از دروازه تردید
    • در جستجوی لذت و معنا
    • عقلانیت اسلامی
    • معنویت لذت گرا
    • یک سال زندگی با مدیر 15 ساعته

© 2025 تمامی حقوق برای سایت می نوا محفوظ می باشد.