دو هفته پیش، در مهمانی یکی از دوستان قدیمی، اتفاقی تکراری افتاد. دوستِ خانواده داشت از دلخوریاش با همسرش میگفت،...
ادامه مطلبشاید برای تو هم پیش آمده باشد. همان دوست صمیمی که قبلاً هر موضوع کوچکی را با او در میان...
ادامه مطلبشاید برای تو هم پیش آمده باشد. یکی از دوستانت که همیشه سرش به دنیایش گرم است، ناگهان در یک...
ادامه مطلبشب جمعه بود و دورهمی جمع و جور چندتا از دوستان قدیمی. همه چیز داشت خوب پیش میرفت تا اینکه...
ادامه مطلببعد از ظهر یک روز پاییزی، پشت میز تحریرش نشسته بود و بیهدف در اینستاگرام پرسه میزد. در میان انبوه...
ادامه مطلبیکشنبه دو هفته پیش، بعد از یک روز کاریِ نفسگیر، تازه رسیده بودم خانه که تلفنم زنگ خورد. عمهام از...
ادامه مطلبیکی از آن عصرهای جمعه، بعد از یک هفته کاریِ فشرده، رفتم قنادیِ محلمان و شیرینیِ خامهای مورد علاقهام را...
ادامه مطلبچند وقت پیش، سهشنبه بعدازظهر بود که توی مترو، ناگهان خودم را در حالی دیدم که به صفحه تقویم موبایلم...
ادامه مطلبچند سال پیش، دوستی داشتم که از بیرون همه چیزش عالی به نظر میرسید؛ شغل خوب، خانواده همراه، موقعیت اجتماعی...
ادامه مطلبچند سال پیش، یک دوره شش ماهه را مثل یک ماشین کار کردم. هر روز تا دیروقت پای لپتاپ بودم،...
ادامه مطلب