دوران کرونا را به یاد دارم. روزهایی که نه تنها بیماری، که تنهایی و ناامیدی هم در خانهها رخنه کرده بود. یک شب، بعد از چندین هفته قرنطینه، پشت پنجره نشسته بودم. باران میبارید و من به فردا فکر نمیکردم، چون دیگر فردایی برایم معنا نداشت. آن شب، بیآنکه بدانم چرا، دستم را روی قلبم گذاشتم و گفتم: «خدایا، نمیدانم چه میشود، اما به تو ایمان دارم.» همان لحظه جرقهای در دلم روشن شد. حس کردم میتوانم بخواهم، میتوانم نقشه بکشم و میتوانم راهی پیدا کنم. آن شب فهمیدم ایمان و امید، دو چیز جدا نیستند. ایمان چراغ را روشن میکند و امید مسیر را نشان میدهد. این نوشته حاصل همان تجربه و سالها تأمل در این دو سرمایه گرانبهای روانشناختی است.
ایمان؛ چارچوبی برای معنادار کردن زندگی
ایمان فقط یک باور ساده نیست. یک چارچوب معنایی تثبیتشده است که به ما کمک میکند بینظمیهای زندگی را نظم ببخشیم [۲]. من وقتی ایمان دارم که جهان بیمعنا نیست، حتی در سختیها هم آرامش دارم. ایمان میتواند به خدا باشد، به خودمان یا به دیگران [۱]. اما اساسیترین نوع آن، ایمان به منبع هستی است. این ایمان، پایهای میشود که امید روی آن رشد میکند. تجربه من نشان داده در روزهایی که نماز یا دعا را با حضور قلب خواندهام، حتی اگر مشکلم حل نشده، حس کردهم سبکتر شدهام. ایمان مثل ریشه درخت است؛ هرچه عمیقتر باشد، طوفان کمتر تکانمان میدهد.
امید؛ فرآیندی فعال نه یک احساس زودگذر
خیلیها فکر میکنند امید یعنی خوشبینی ساده. اما تحقیقات جدید نشان میدهد امید یک فرآیند شناختی فعال است: ترکیبی از اهداف روشن و باور به توانایی خلق مسیرهای رسیدن به آن اهداف [۳]. فرق آدم امیدوار با کسی که فقط خوشبین است در این است که اولی وقتی یک راه بسته میشود، راه دیگری پیدا میکند. خودم بارها در پروژههای شکستخورده، با همین ذهنیت امیدوارانه توانستم مسیر جدیدی طراحی کنم. امید یعنی «من میتوانم» نه «انشاءالله که بشود». این تفاوت، دنیایی است بین امید فعال و خوشبینی منفعل.
رابطه دوسویه ایمان و امید؛ دو بال پرواز
ایمان و امید از هم جدا نیستند. ایمان بستری فراهم میکند که امید در آن سبز شود. وقتی میدانم جهان حکیمانه و هدفمند است، جرات میکنم امیدوار باشم حتی در تلخترین شرایط. از سوی دیگر، هر بار که با تلاش امیدوارانه به نتیجهای میرسم، باورم به نظم هستی عمیقتر میشود [۴]. این چرخه مثبت را در زندگی خودم دیدهام: وقتی نماز میخواندم و بعد با امید سراغ کاری میرفتم، موفقیتهای کوچک ایمانم را قویتر میکرد. واقعاً ایمان و امید دو بالی هستند که پرواز را ممکن میکنند.
چگونه ایمان و امید را در خود تقویت کنیم؟
چند راهکار ساده اما مؤثر را تجربه کردهام. اول دعا و نیایش، حتی روزی پنج دقیقه [۵]. دوم تفکر مثبت و تغییر نگاه به رویدادها. سوم هدفگذاری واقعبینانه [۶]. چهارم حضور در جمع انسانهای مؤمن و امیدوار [۷]. هفته پیش که خسته بودم، رفتم به یک جلسه دعای خانگی. هیچ معجزهای رخ نداد، اما همان همدلی و باور جمعی، چنان انرژی به من داد که دوباره توانستم به فردا فکر کنم. ایمان و امید را میتوان پرورش داد، مثل عضلهای که با تمرین قوی میشود.
جمعبندی؛ چراغی در تاریکترین لحظات
ایمان و امید فقط آرامش موقتی ایجاد نمیکنند. آنها به زندگی جهت میدهند و در سختترین بحرانها چراغ راه ما میشوند. اگر امروز احساس میکنی فرو ریختهای، بدان ایمان را میتوان دوباره ساخت و امید را دوباره آبیاری کرد. با یک قدم کوچک شروع کن: همین امشب دست روی قلبت بگذار و با منبع هستی حرف بزن. خواهی دید که دوباره میتوانی برخیزی.
منابع
۱. حسینی، س. (۱۳۹۷). روانشناسی ایمان. قم: نشر معارف.
۲. پارسانیا، ح. (۱۳۹۵). ایمان و چارچوبهای معنایی. تهران: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
۳. اسنایدر، چ. ر. (۱۳۹۹). نظریه امید؛ ترجمه م. رضایی. تهران: رشد.
۴. طباطبایی، م.ح. (۱۳۸۵). تفسیر المیزان: جلد ۲. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
۵. مطهری، م. (۱۳۹۴). انسان و ایمان. تهران: صدرا.
۶. نادری، ف. (۱۴۰۰). هدفگذاری مثبت. اصفهان: نشر کمال.
۷. فروم، ا. (۱۳۹۶). داشتن یا بودن؛ ترجمه م. سالاری. تهران: نگاه.





