تمرینهای کوچکِ روزانه برای بزرگ شدن ایمان و امید
سارا می گفت چند سال پیش، روزهایی داشتم که انگار همه چیز از دستم خارج شده بود. هر شب با ...
سارا می گفت چند سال پیش، روزهایی داشتم که انگار همه چیز از دستم خارج شده بود. هر شب با ...
دوران کرونا را به یاد دارم. روزهایی که نه تنها بیماری، که تنهایی و ناامیدی هم در خانهها رخنه کرده ...
بعد از کلی تمرین و آزمون و خطا و بنویس و پاک کن و شنیدن نصیحت های دکتر منوچهری دیروز ...
نمی دانم من چندمی هستم اما خوشحالم که توانستم سرنخ زندگی ام را به دست بگیرم. کم کم دارم زندگی ...
بعد از یک ماه تمرینات و آزمون خطا در خانه شوهر خاله جان، همگی به این توافق رسیدیم که هدفگذاری ...
به سفارش دکتر منوچهری برای مشورت با اساتیدم بعد از بالاپایین و ورانداز کردن اساتیدم رسیدم به دکتر آرین. استاد ...
آن روز ها می گفتند نیاز به تقدیر و سرنوشت در هیچ مرحله ای از زندگی قدرتمند تر از ایام ...
اوایل این طور می نمود که همایون مرد شکست نیست. از بس که پل های موفقیت را روز به روز ...
من و ثریا علیرغم تفاوت های زیادی که با هم داشتیم در یک سری مسائل مشترک بودیم و مهمترین آنها ...
سفر اولی که همراه همایون رفتم آلمان اصلا حال و روز خوشی نداشتم. روحیه ام خراب شد. همایون را می ...