شبهای امتحان سختترین دوران عمرش را میگذراند. نه از درس، که از اضطراب عجیبی که مثل سایه دنبالش میآمد. یک شب، تا نیمههای شب بیدار بود و با خودش کلنجار میرفت. هر قرص آرامشبخشی را امتحان کرده بود، هر تکنیک تنفسی را، حتی چند بار از اتاق بیرون زد و برگشت. اما قلبش همچنان تندتند میزد و فکرهای بد دور سرش میچرخیدند. درمانده بود. نمیدانست چکار کند. نزدیک بود دوباره قید امتحان را بزند که ناگهان چیزی درونش گفت شاید یک راه دیگر هم هست. اما چه راهی؟ نمیدانست. همانطور مانده بود، نه خوابش میبرد، نه آرام میشد. این نوشته تلاش من برای یافتن همان جوابی است که آن شب دوستم به آن نرسید؛ اینکه چطور دعا و ذکر میتوانند در بحبوحه اضطراب، نجاتبخش باشند.
دعا؛ تخلیهای که جای خالی روانشناس را پر میکند
وقتی به کسی که حال خوبی ندارد میگوییم «برو حرف بزن با خدا» شاید شعار بدهیم، اما حقیقت دارد. دعا سه کار مهم انجام میدهد: اول اینکه هراسها و ناراحتیهای درون را تخلیه میکند، بدون اینکه کسی قضاوت کند. دوم اینکه یادآوری میکند که همیشه راهی هست و منبع هستی صدای ما را میشنود. سوم اینکه چشممان را از مشکل برمیگرداند به قدرتی که بزرگتر از تمام مشکلات است [۱]. تحقیقات هم نشان داده افرادی که دعا میکنند، استرس و اضطراب کمتری دارند [۲].
ذکر؛ لنگر ذهنی در روزهای پرتلاطم
اما دعا، اگر با ذکر همراه نشود، ممکن است محدود به لحظه بماند. ذکر یعنی کوتاهترین پلی که ذهن آشفته را به ساحل آرامش میرساند. مثلاً «سبحان الله» یا «الحمدلله» را در طول روز تکرار کنیم، مثل این است که ذهن را مهار کردهایم. در ترافیک سنگین، وقتی همه چیز به نظر بنبست میرسد، با چند بار «یا لطیف» گفتن، ضربان قلب آرامتر میشود. تحقیقات عصبی نشان میدهد ذکر، سطح هورمون استرس یعنی کورتیزول را کاهش میدهد [۳]. ذکر مثل یک لنگر است در طوفان.
از باور تا تجربه زیسته؛ وقتی ایمان از حرف به عمل میرسد
دعا و ذکر، ایمان را از یک ایده در ذهن به جریانی در رگها تبدیل میکنند. وقتی در سختی به جای غر زدن، ذکر میگوییم، یا شب قبل از کاری مهم دعا میکنیم، یکدفعه احساس میکنیم تنها نیستیم. این یادآوری که «کسی هست که میشنود و جواب میدهد» امید را زنده نگه میدارد [۴].دعا دیگر یک مراسم مذهبی نیست، یک عادت نجاتبخش روزانه است.
جمعبندی؛ بالهای کوچک برای پروازهای بزرگ
دعا و ذکر مشکلات زندگی را جادویی ناپدید نمیکنند. اما چیزی مهمتر میدهند: توانایی ایستادن در برابر آنها. لازم نیست حتماً عربی بلد باشیم یا اذکار طولانی. یک «یا خدا» از ته دل، یا یک «شکر» سر صبح، همین کافی است. امتحان کنیم؛ ببینیم چه میشود.
منابع
۱. مطهری، م. (۱۳۹۴). انسان و ایمان. تهران: صدرا. [۲۰]
۲. جان بزرگی، م. (۱۳۹۸). روانشناسی دعا. قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه. [۲۱]
۳. ساکی، ر. (۱۴۰۰). عصبشناسی معنویت. تهران: ارجمند. [۲۳]
۴. طباطبایی، م. ح. (۱۳۸۵). تفسیر المیزان، جلد ۱۵. قم: دفتر انتشارات اسلامی. [۲۴]





