جمعه, خرداد ۲۲, ۱۴۰۵
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
می نوا
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
می نوا
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
صفحه اصلی FA نظریه ای نو در باب خوشبختی

چرا گاهی حس می‌کنیم خودمان نیستیم

مهدی توسط مهدی
اسفند ۱۶, ۱۴۰۴
در نظریه ای نو در باب خوشبختی
419 4
0
586
اشتراک گذاری ها
3.3k
بازدیدها
اشتراک گذاری در فیسبوکاشتراک گذاری در توییتر

چرا گاهی حس می‌کنیم خودمان نیستیم

تا حالا شده یک هو به خودت بیایی و حس کنی آن آدم همیشگی نیستی؟ انگار یک نقاب زدی یا در این شلوغی زندگی گم شدی؟ اگر جوابت مثبت است، بدان که اصلاً تنها نیستی. من هم گاهی این حس رو تجربه می‌کنم. و البته میلیاردها نفر دیگر غیر از من و تو. هویت ما آدم ها مثل یک پازل خیلی پیچیده‌ست که قطعاتش از خیلی چیزها ساخته شده: از خودمان، از دنیایی که در آن هستیم، و از آدمهایی که دور و برما هستند. می خواهیم ببینیم چه چیزهایی باعث می شوند گاهی حس کنیم خودمان را گم کردیم و از همه مهم تر چطور می توانیم دوباره خودمان را پیدا کنیم؟

 

شاید شما هم دوست داشته باشید

چرا هیچ‌وقت کارها برایم «به اندازه کافی خوب» نیست؟

چرا همیشه «بله» می‌گویم؟

چرا گاهی احساس بیگانگی با خود می‌کنیم؟

وقتی دنیا از بیرون به ما دیکته می‌کند! (فشارهای فرهنگی و اجتماعی)

همیشه از طرف رسانه‌ها، مدرسه، خانواده و کلاً جامعه، یک سری “باید” و “نباید” به ما گفته می‌شود. مثلاً “اینجوری لباس بپوش”، “این رشته رو بخون”، “باید موفق باشی”. وقتی ما با این الگوها جور درنمیایم یا مثلاً ارزش‌هایمان با آنها فرق می کند، ممکن است احساس کنیم در دنیای خودمان غریبه ایم.
یک زمانی هم آن قدر تلاش می کنیم که بقیه ما را تایید کنند که یادمان می رود دقیقا خودمان از زندگی مان چه می خواستیم. مخصوصا این روزها که شبکه های اجتماعی هستند و ما مدام خودمان را با عکس و فیلم زندگی بی نقص و به ظاهر عالی دیگران مقایسه می کنیم. این مقایسه ها خیلی راحت می تواند باعث شود حس ناکافی بودن کنیم و همین، پایه هویت مان را سست می کند.

 

وقتی مسیر زندگی عوض می‌شود… (تغییرات محیطی و جابجایی‌ها)

حتما تجربه این را داشتی که خانه ات را عوض کنی یا به شهر دیگری مهاجرت کنی. وقتی وارد محیط کاملا جدید با آدم ها و زبان و حتی قوانین جدید می شوی، انگار باید یک نسخه جدید از خودت بسازی. این خود یک چالش بزرگ برای زندگی می شود. تغییر شغل هم همین طور است. مخصوصا در این دوره و زمانه که همه چیز خیلی سریع عوض می شود. در یک آن می بینی نقشی که داشتی دیگر آن قدرها مهم نیست و باید یک دنیا چیزی دیگر یاد بگیری. این حس عدم قطعیت، هویت شغلی ما را به چالش می کشد. حتی محیطهای آموزشی هم می توانند همین تاثیر را بگذراند. اگر چیزی که مجبور به فراگیری آن هستیم با باورهایمان جور در نیاید، حس می کنیم داریم از خودمان فاصله می گیریم.

 

بازی نقش‌ها و نیاز به تایید (روابط بین‌فردی)

چقدر برایت پیش آمده که فقط برای این که بقیه دوستت داشته باشند یا از تو ناراحت نشوند، خودت را طور دیگر نشان بدهی؟ وقتی زیادی به تایید بقیه وابسته می شویم، انگار داریم اصالت خودمان را فدا می کنیم.
زندگی پر از نقش های مختلف است. پدر، مادر، فرزند، دوست، همکار، رئیس … گاهی این نقش ها آن قدر زیاد و حتی متضاد می شوند که دیگر نمی دانیم هویت واقعی ما کدام است؟ و بدتر از همه، وقتی با طرح شدن یا تبعیض روبرو می شویم، این تجربه های دردناک باعث می شوند حس بی ارزشی و تنهایی کنیم.

 

وقتی دل و ذهن ما با هم هماهنگ نیستن (عوامل روانی-عاطفی)د

اگر ندانیم واقعا چه ارزش هایی برایمان مهم هستند، مثل یک قایق بدون لنگر می مانیم که هر بادی ما را به این سو و آن سوی م یبرد. شکست ها و ناامیدی های پشت سر هم هم می توانند اعتماد به نفسمان را از بین ببرند و باعث شوند فکر کنیم توانایی انجام هیچ کاری را نداریم.
یک دلیل دیگر هم می تواند “خودآگاهی پایین” ما باشد. یعنی ندانیم چه در دلمان می گذرد، چه می خواهیم، چرا یک کاری را انجام می دهیم. اگر خودمان را درست نشناسیم، چگونه می توانیم هویت قوی و محکمی داشته باشیم؟

 

چطور خودمان را پیدا کنیم؟ (مسیرهای بازسازی هویت)

خوب خب این است که هویت ما یک چیز ثابت و غیرقابل تغییر نیست. مثل یک باغچه است که می توانیم آن را هرس کنیم، آب دهیم و گل های جدیدی در آن بکاریم.
1- ارزش هایمان را دوباره پیدا کیم: وقت بگذار و با خودت فکر کن. چه چیزی برایت مهم است؟ آیا کارهایی که می کنی با ارزشهایت همخوانی دارد؟
2- خودمان را بهتر بشناسیم: هر روز چند دقیقه وقت بگذار و به احساسات، افکار و کارهایت فکر کن. شاید نوشتن یک دفترچه خاطرات یا تمرین های ساده ذهن آگاهی کمک خوبی باشد.
3- حد و مرز بگذاریم: یادبگیریم در مواقع لزوم”نه” بگوییم. اجازه ندهیم کسی به حریم خصوصی و عقایدمان بی احترامی کند. در این صورت از خودمان محافظت می کنیم و به دیگران یاد می دهیم چطور با ما رفتار کنند.
4- دنبال معنای زندگی مان باشیم: کارهایی انجام دهیم که به زندگی مان یک معنای عمیق تر می دهند. این می تواند هر چیزی باشد. از کمک به یک نفر گرفته تا دنبال کردن علاقه قدیمی یا یک هدف و آرمان بلند برای زندگی.
5- تغییر را بغل کنیم: بپذیریم که ما دائما در حال تغییر هستیم و این اتفاق بدی نیست. این پذیرش، اضطراب ما را کم می کند و باعث می شود در مواقع لزوم انعطاف پذیرتر باشیم.

تنها نیستیم! (اهمیت حمایت اجتماعی)

نیاز نداریم هیچ کدام از این مراحل را تنهایی طی کنیم.
خانواده و دوستان: کسانی که واقعا تو را دوست دارند و در هر شرایطی کنار تو هستند و قضاوت بی مورد نمی کنند. این حمایت مثل یک سپر قوی برای ما عمل می کند.
محیط کار: جاهایی که به تفاوت آدم ها احترام می گذارند و اجازه می دهند هر کسی خود واقعی اش باشد خیلی ارزشمند هستند.
گروه های هم فکر: پیدا کردن آدم هایی که علایق و طرز فکری شبیه ما دارند، حس تعلق ما را قوی تر می کنند و احساس تنهایی را از بین می برند.
امیدارم این گپ و گفت باعث شده باشد دید تازه ای به مسئله هویت پیدا کنی. یادت باشد، پیدا کردن خود واقعی، یک سفر طولانی ولی خیی شیرین است و هر قدمی که در این راه برمی داریم، ارزش تحمل سختی هایش را دارد.

 

منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر

1- اریکسون، ا. (1376). *هویت، جوانی و بحران*. تهران: انتشارات سمت. (این کتاب یکی از پایه‌های اصلی بحث هویت در روانشناسیه که خیلی مهمه)
2- مارسیا، ج. (1385). *هویت: تعهد و کاوش*. تهران: انتشارات رشد. (یه نگاه دقیق‌تر به مراحل مختلف شکل‌گیری هویت)
3- گیدنز، ا. (1392). *خود و جامعهٔ مدرن*. تهران: انتشارات ققنوس.** (یه دید جامعه‌شناختی به هویت تو دنیای امروز.)

 

برچسب ها: اعتماد به نفسبازسازی هویتبحران هویتتایید دیگرانتغییرات زندگیتفکیک نقش‌هخود واقعیخودآگاهیدر جستجوی لذت و معنادر جستجوی معنای زندگیرشد شخصیروانشناسی هویتزندگی خوبسیر و سلوکشناخت خودشهود عرفانی و سعادتعرفان زندگی مدرنعشق الهی و لذتعقلانیت اسلامیفشارهای اجتماعیگم شدن در زندگیلذت عمیق زندگیلذت‌های روحانیمعرفت شهودیمعنای زندگیمعنویت اسلامینواندیشی دینی و لذتهویت
مهدی

مهدی

مرتبط پست ها

نظریه ای نو در باب خوشبختی

چرا هیچ‌وقت کارها برایم «به اندازه کافی خوب» نیست؟

توسط مهدی
خرداد ۲, ۱۴۰۵
نظریه ای نو در باب خوشبختی

چرا همیشه «بله» می‌گویم؟

توسط مهدی
خرداد ۲, ۱۴۰۵
نظریه ای نو در باب خوشبختی

چرا گاهی احساس بیگانگی با خود می‌کنیم؟

توسط مهدی
خرداد ۱, ۱۴۰۵
نظریه ای نو در باب خوشبختی

آن روز که دیگر نگفتم «تقصیر من نبود»

توسط مهدی
خرداد ۱, ۱۴۰۵
نظریه ای نو در باب خوشبختی

از رنج تا رهایی؛ مسیر رسیدن به تعالی فردی و رشد معنوی

توسط مهدی
خرداد ۱, ۱۴۰۵

دسته‌ها

  • A new theory of happiness
  • art of life modern mysticism
  • en
  • godlikeness
  • hedonistic spirituality
  • In Search of the Meaning of Life
  • Islamic Civilization
  • The Quest for the Meaning of Life
  • در جستجوی لذت و معنا
  • در جستجوی معنای زندگی
  • دسته‌بندی نشده
  • رمان در جستجوی معنای زندگی
  • عبور از دروازه تردید
  • عرفان مدرن
  • عقلانیت اسلامی
  • معنویت لذت گرا
  • نظریه ای نو در باب خوشبختی
  • یک سال زندگی با مدیر 15 ساعته

© 2025 تمامی حقوق برای سایت می نوا محفوظ می باشد.

خوش آمدید!

به حساب خود در زیر وارد شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

ورود به سیستم
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • en
    • godlikeness
    • hedonistic spirituality
  • FA
    • عبور از دروازه تردید
    • در جستجوی لذت و معنا
    • عقلانیت اسلامی
    • معنویت لذت گرا
    • یک سال زندگی با مدیر 15 ساعته

© 2025 تمامی حقوق برای سایت می نوا محفوظ می باشد.