چرا کتاب چرا از زندگی لذت نمی بریم نوشته شد؟
از یک پرسش ساده تا یک مسئله تاریخی چند سال پیش، بعد از یکی از جلسات درس فلسفهی اخلاق، دانشجویی ...
از یک پرسش ساده تا یک مسئله تاریخی چند سال پیش، بعد از یکی از جلسات درس فلسفهی اخلاق، دانشجویی ...
تصمیم گرفت هر روز صبح یک کیلومتر پیادهروی کند. روز اول، با شور و اشتیاق شروع کرد. روز دوم، کمی ...
هر شب تا ساعت ۲ نیمهشب با گوشی در رختخواب بود. اینستاگرام، تلگرام، ویدیوهای کوتاه. میدانست که این کار برای ...
سالها بود میخواست ورزش را شروع کند. هر سال، اول فروردین، تصمیم میگرفت از فردا میرود باشگاه. اما فردا هیچوقت ...
همیشه خودش را آدمی «بیانضباط» میدانست. توی دفترچهاش نوشته بود: «من هیچوقت نمیتوانم عادتهای خوب را نگه دارم. همیشه در ...
همیشه به خود میبالید که «خودشناس» است. در دانشگاه، به دانشجویانش درباره هوش عاطفی درس میداد. یک روز، دختر نوجوانش، ...
که همه او را به «زودجوشی» میشناختند. پشت چراغ قرمز، اگر ماشین جلویی دیر حرکت میکرد، بوق میزد. در خانه، ...
چهل ساله بود که حس کرد زندگیاش دیگر معنا ندارد. پول داشت، خانه داشت، ماشین داشت. اما صبحها با بیحالی ...
همیشه خودش را آدم خونسردی میدانست. تا یک روز، در جلسهای مهم، همکارش انتقاد تندی به عملکردش کرد. سارا بدون ...
مطب شیک، بیماران خاص، درآمد بالا. اما هر روز عصر که به خانه برمیگشت، حس میکرد چیزی کم است. یک ...