آن روز که دیگر نگفتم «تقصیر من نبود»
شب بود. پشت میز کارش نشسته بود و به نامهای خیره شده بود که چند روز پیش، توی صندوق پست ...
شب بود. پشت میز کارش نشسته بود و به نامهای خیره شده بود که چند روز پیش، توی صندوق پست ...
صبح زود بود. برای قدم زدن روزانه رفته بود کنار دریا. اما به جای صدای امواج، چشمش به انبوه زبالههای ...