یک سال پیش، سه شنبه بعدازظهر بود که پشت میز کارم نشسته بودم و به تقویم گوگل نگاه میکردم. پر بود از جلسه، ضربالاجل، تماس و کارهای عقب افتاده. ناگهان یادم آمد که آخر هفته تولد پسرم است و من هنوز هیچ برنامهای برای تولدش نریختهام. همان لحظه احساس کردم یک جای کار میلنگد. من همه چیز را در تقویم داشتم، به جز خود زندگی. آن روز بود که تصمیم گرفتم به جای برنامهریزی بر اساس کارها، هفتهام را بر اساس ارزشهای واقعیام طراحی کنم.
هفته ایدهآل چه فرقی با برنامه معمولی دارد؟
از وظیفهمحوری تا ارزشمحوری
برنامه هفتگی معمولی مثل یک لیست خرید است: باید این کار را انجام بدهی، بعد آن یکی را، بعد… اما هیچکس نمیپرسد آیا این کارها واقعاً به زندگی معنا میدهند یا فقط ما را خسته میکنند. تحقیقات نشان میدهد برنامهریزی مبتنی بر وظیفه، معمولاً به احساس فشار و نارضایتی ختم میشود [۱۲]. اما هفته ایدهآل که من تجربه کردم، برعکس است. اول میپرسم چه ارزشهایی برایم مهماند؟ بعد برای هر ارزش یک بلوک زمانی در هفته میگذارم. مثلاً خانواده، معنویت، یادگیری، ورزش. این بلوکها مثل قرار ملاقات با مهمانان عزیزند؛ آنها را لغو نمیکنم.
تمرین عملی که زندگیم را عوض کرد
یک برگه بردار و هفت روز هفته را ردیف کن
وقتی اولین بار این تمرین را انجام دادم، با خودم گفتم این همان دفتر برنامهریزی قدیمی است. اما اشتباه میکردم. برگهای برداشتم، روزها را در سطر و ساعتها را در ستون نوشتم. پیش از پر کردن جدول، از خودم پرسیدم ارزشهای اصلی من چیست؟ جواب دادم خانواده، سلامت، یادگیری، معنویت. آن وقت برای هرکدام یک بلوک زمانی ثابت در هفته گذاشتم. یکشنبه شب دو ساعت با خانواده، سهشنبه صبح یک ساعت ورزش، پنجشنبه عصر یک ساعت مطالعه، جمعه صبح دو ساعت برای عبادت و سکوت [۱۳]. این بلوکها را مانند قرارهای طلایی در نظر گرفتم. هیچ جلسه یا درخواست کاری نمیتوانست آنها را به هم بزند. بعد از آن، باقی زمان را به کارهای روزمره و وظایف ضروری اختصاص دادم. نتیجه؟ بعد از چند هفته، دیگر آن حس گناه و عقب ماندگی را نداشتم. چون میدانستم در طول هفته، به مهمترین قسمتهای زندگیام رسیدهام.
انعطافپذیری را فراموش نکن
هفته ایدهآل یک زندان نیست
یک بار پیش آمد که سهشنبه صبح نتوانستم بروم باشگاه. اول خیلی ناراحت شدم. اما بعد یاد گرفتم که هفته ایدهآل یک هدف است، نه زندان. روزی که از برنامه جا میمانید، خودتان را سرزنش نکنید. همان روز را رها کنید و روز بعد با انرژی تازه شروع کنید. مهم این است که ضربآهنگ کلی هفته، بر اساس ارزشهایتان باشد، نه اینکه هر ثانیه دقیقاً طبق برنامه پیش برود [۱۴]. فضای خالی هم بگذارید. سرتان را آنقدر پر نکنید که برای نفس کشیدن جایی نماند. یک روز را کاملاً خالی بگذارید یا حداقل چند ساعت در هفته بدون هیچ برنامهای. همان ساعاتی که شاید بهترین چیزها در آنها اتفاق بیفتد.





