ورود من به بحث عقلانیت اسلامی و رابطه عقلانیت و دیانت از گذراندن این دوره شروع شد. این دوره در شش جلسه توسط دکتر عبدالحسین خسروپناه ارائه شده بود. مباحث ارزشمندی داشت. باعث شد سلسله مطالعاتی را شروع کنم که بعد از چندی به تولید ویدئوهای عقلانیت اسلامی و نواندیشی دینی منجر شد. با این که محصولات در فضای نخبگانی منتشر می شد اما طبق معمول با دنیایی از ایرادگیرها مواجه شدم. از تهمت آخوند سکولار تا بی اعتنا به ارزش های سیاسی و … از سوی نخبگان نثارم شد. حتی بزرگان مسئول نیز در ادامه این مسیر ضرورت ملاحظه سود و زیان طرح را مطرح می کردند. نهایتا این نتیجه حاصل شد که عقل آدم ها تحت تاثیر نیرویی قوی تر از خود است. چیزی به نام احساس. عقلانیت حتی در بازار نخبگان علمی، فرهنگی و سیاسی هم خریدار نداشت.
در یک حرکت سینوسی در طول چند سال گذشته انگیزه ام برای کار و مطالعه در موضوع عقلانیت و دیانت قوی و ضعیف می شد. اما در نهایت آن بخش از وجودم که تحریک به ادامه مسیر می کرد بر بخش محافظه کار وجودم فائق آمد و از یک جایی به بعد احساسی شبیه تکلیف مرا در ادامه مسیر ثابت قدم کرد. به خصوص که کانال عقلانیت و دیانتمان هم که فارع از هر گونه حشو و زواید بود مخاطبین خود را پیدا کرده بود. کم کم از خانواده و دوستان و همکاران و مسئولین برای ادامه مسیر تشویق شدم.
کتاب دیانت و عقلانیت را اینجا بخوانید
دیانت
دیانت را در لغت نامه ها به دینداری، خداپرستی، تقوا، خداترسی تعریف می کنند. و دین به مجموعه تعالیمی گفته می شود که از سوی خدا و توسط انسان هایی برگزیده برای بشر ارسال شده و مشتمل بر سه حوزه عقاید، اخلاق و احکام است. اگر کسی اعتقاد دینی داشته باشد ولی به اخلاق و احکام عملی پایبند نباشد درجه ای از ایمان را دارد. اما در صورتی که:
1.فقط اخلاق دینی باشد
2. فقط عمل به احکام دین باشد
3. فقط اعتراف و ادعای ظاهری به دینداری باشد.
4. فقط اخلاق و احکام باشد
5. فقط ادعا و اخلاق باشد
6. فقط ادعا و احکام باشد
اما اعتقاد قلبی نباشد، دینداری حاصل نمی شود.
از این رو برای سنجش، ارزش گذاری، ارزیابی و تعمیق دیانت و دینداری به عقل و عقلانیت نیازمندیم. و از همینجا تعیین درست نسبت میان عقلانیت و دیانت آغاز می شود.
عقلانیت
عقلانیت در معنای جامع آن تبعیت کامل از استدلال صحیح است. روشن است که استدلال کردن بر یک چیز انحاء مختلفی دارد به همین دلیل عقلانیت ناشی از انواع مختلف استدلال نیز مختلف خواهد بود.
عقلانیت در یک تقسیم بندی اولیه به عقلانیت نظری و عقلانیت عملی تقسیم میشود.
عقلانیّت نظری ناظر به عقاید و جهان بینیها است و عقلانیت عملی ناظر به اعمال و رفتار هاست. عقلانیت نظری عبارت است از تسلط هر چه دقیق تر بر و اقعیت، توسط مفاهیم انتزاعی و عقلانیت عملی هم یعنی محاسبه هر چه دقیق تر و سایل برای نیل به اهداف. [۱]
عقلانیت عملی نیز به دو نوع خودمحور و مصلحت اندیش و به عبارت دیگر اقتصادی و اخلاقی تقسیم میشود. عقلانیت عملی اقتصادی میگوید هر انسانی باید به دنبال تامین منفعت خود باشد و مصلحت فردی او بر هر چیزی مقدم است و در معاشرت با دیگران در صورت لزوم میتواند مصلحت دیگران را فدای مصلحت خود کند. چنین کسی تا جایی پای بند اخلاق است که منافعش اجازه دهد. دزدی و دروغ ترک میشوند چون آنها را به زیان خود میبیند، اما اگر به نفعش باشند ترک آنها را احمقانه میداند.
اما عقلانیت اخلاقی آدمی را به عدالت و انصاف فرا میخواند و به او میگوید در تعقیب منافع شخصی خود، به دیگران ظلم ننماید و حقوق آنان را فدای خود نکند. خلاصه آنکه این عقلانیت برای تعقیب منافع شخصی، چهارچوب معین میکند که همان محدوده ارزشهای اخلاقی است. [۴]
1 فراز و نشیب عقلانیت، محمدحسین بهمن پور، ص۴۸، بیجا، نوادر، ۱۳۷۹.
۴. ↑ دین در ترازوی اخلاق، ابوالقاسم فنایی، ص۱۱۲-۱۱۶، تهران، مؤسسه فرهنگی صراط، ۱۳۸۴.
در مطالب آینده در خصوص مطالب مرتبط با عقلانیت و دیانت و چالش های چند سال گذشته و چند سال آینده من در این خصوص خواهید خواند.




