عصر جمعه است. بعد از یک هفته کار طاقتفرسا، با دوستانتان به یک رستوران خوب میروید. غذای عالی، خنده و گپوگفت، موسیقی دلنشین. اما وقتی به خانه برمیگردید و در سکوت اتاق تنها میشوید، ناگهان احساس عجیبی به سراغتان میآید. نه غم، نه پشیمانی، چیزی شبیه پوچی. انگار همه آن لحظات خوش، مثل فیلمی بوده که تمام شده و حالا صفحه سفید مانده است.
چرا بعضی لذتها ما را پوچ میکنند؟ ریشههای یک تنش پنهان
این حس را تجربه کردهاید؟ اگر پاسختان مثبت است، بدانید تنها نیستید. بر اساس پژوهشهای میدانی، حدود ۶۷ درصد از افراد این تعارض درونی را تجربه میکنند. اما چرا بعضی لذتها ما را پوچ میکنند؟ چرا برخی خوشیها تهشان خالی است؟
سه تنش پنهان در نگاه ما به لذت
برای فهم اینکه چرا بعضی لذتها ما را پوچ میکنند، باید سری به تاریخ تفکر اسلامی بزنیم. در اینجا سه نوع تنش بنیادین درباره لذت شکل گرفته که هنوز هم در زندگی روزمره ما جاریاند:
۱. تنش هستیشناختی: لذت، نقص است یا کمال؟
مسئله اینجاست: آیا لذت چیز خوبی است یا بد؟
از یک سو، فیلسوف بزرگی مثل ملاصدرا لذت را «ادراک کمال» میداند. یعنی هر موجودی وقتی به کمال خود میرسد، لذت میبرد. پس لذت نشانه کمال است، نه نقص. (منبع: اسفار، ج ۹)
از سوی دیگر، در نگاه زاهدانه، لذت دنیوی حجاب راه است. در روایتی از امام علی(ع)، لذتهای دنیا به هفت قسم تقسیم شدهاند: خوردنیها، آشامیدنیها، پوشیدنیها، ازدواج، مرکب سواری، بوییدنیها و شنیدنیها. و هر کدام به نوعی نکوهش شدهاند. (منبع: بحارالانوار، ج ۶۱)
نتیجه؟ ما هنوز بین این دو نگاه سرگردانیم. گاهی احساس میکنیم لذت نشانه کمال است، گاهی بعد از خوشگذرونی دچار عذاب وجدان میشویم.
۲. تنش غایتشناختی: هدف نهایی چیست؟
آیا هدف زندگی «نزدیک شدن به خدا» است یا «رسیدن به لذت پایدار»؟
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان سعادت را رسیدن به خیر وجودی و در نتیجه لذت بردن معنا میکند. به گفته ایشان، سعادت هر چیزی عبارت است از رسیدن به خیری که در وجودش نهفته است. (منبع: المیزان، ج ۱)
اما این تنش در زندگی ما چه شکلی دارد؟ از یک طرف میگوییم هدف زندگی چیزهای والایی مثل کمال و قرب الهی است، از طرف دیگر تمام رفتارهایمان برای رسیدن به لذتهای ملموس دنیوی طراحی شده. این دوگانگی، ما را از پا درمیآورد.
۳. تنش معرفتشناختی: با کدام معیار تشخیص دهیم؟
آخرین تنش، به معیار تشخیص لذت حقیقی برمیگردد. از چه راهی بفهمیم کدام لذت اصیل است و کدام سطحی؟
امام کاظم(ع) در حدیثی جالب، لذت را بخشی از برنامه زندگی معرفی میکند. ایشان میفرمایند: «اوقات خود را چهار بخش کنید: ساعتی برای عبادت، ساعتی برای تأمین معاش، ساعتی برای همنشینی با برادران مورد اعتماد، و ساعتی برای لذتهای حلال». (منبع: بحارالانوار، ج ۷۵)
اما پرسش اینجاست: صرف «حلال» بودن یک لذت، آیا معنادار بودن آن را تضمین میکند؟ چند بار شده از یک کار کاملاً حلال لذت بردهایم اما تهاش خالی بوده؟
پس چاره چیست؟
این سه تنش، ریشه بسیاری از سردرگمیهای ما در مواجهه با لذت است. اما خبر خوب این که در کتاب «سعادت لذتآگاه» نشان دادهایم که چگونه حکمت متعالیه ملاصدرا با نظریه «تشکیک وجود» میتواند این تنشها را حل کند.
به زبان ساده: لذتها مثل پلههای یک نردبان هستند. بعضی در پایینترین پلهها قرار دارند: سطحی، زودگذر، و بیمعنا. بعضی در پلههای بالاترند: عمیق، ماندگار، و پر معنا. مشکل ما این است که لذت پله پایین را جایگزین لذت پله بالا میکنیم. نه این که لذت پله پایین بد باشد، بلکه برای پله بالاتر ساخته شدهایم.
حرف آخر
شما چه تجربهای از این تنشها در زندگی خود داشتهاید؟ کدام لذتها بعد از مدتی برایتان پوچ و بیمعنا شدهاند؟
منابع
– ملاصدرا، اسفار اربعه، ج ۹، تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا
– مجلسی، بحارالانوار، ج ۶۱ و ۷۵، بیروت: مؤسسه الوفاء
– طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱، قم: دفتر انتشارات اسلامی
– پرتال جامع علوم انسانی، مقاله «سعادت از دیدگاه ملاصدرا و علامه طباطبایی»




