هر روز صبح با دلتنگی به اداره میرفت. کارش تکراری بود، همکارانش بیحوصله، مدیرش منفعت طلب. یک روز، در ترافیک سنگین، به این جمله از استادش در دانشگاه فکر کرد: «هر کاری میکنید، با نیت درست کنید. حتی مسواک زدن.» با خودش گفت: «من چرا هر روز میام سر کار؟ برای پول که هست. اما آیا فقط برای پوله؟» آن روز، پیش از ورد به به ساختمان، در ماشین نشست و نیت کرد: «خدایا، من امروز میام که حق مردم رو رعایت کنم، که اموال شرکت رو درست حفظ کنم، که اگر کسی نیاز به کمک داشت، کمکش کنم. اینو عبادتی برام قرار بده.» آن روز، اولین روزی بود که با لبخند وارد ساختمان شد. نه اینکه محیط کار عوض شده باشد. خودش عوض شده بود.
محیط کار، بخش بزرگی از زندگی روزمره ما را تشکیل میدهد. ساعات طولانی که در اداره، شرکت یا محل کسب و کار میگذرانیم، نه تنها منبع درآمد، که عرصهای برای تجلی ارزشها و باورهای ماست. اما سوال اساسی این است: چگونه میتوانیم ارزشهای معنوی را به محیط کار بیاوریم و از آن، فضایی برای رشد فردی و جمعی بسازیم؟
معنویت در محیط کار را این گونه تعریف میکنند: «یافتن معنا و هدف در کار، احساس ارتباط با ارزشهای متعالی، و دیدن کار به عنوان فرصتی برای خدمت و رشد» [۱۲]. پژوهشها نشان میدهد که وجود معنویت در محیط کار، مزایای متعددی دارد: کارکنانی که کار خود را معنادار میبینند، انگیزه بیشتری برای کار دارند و بهرهوری بالاتری نشان میدهند [۱۳]؛ معنویت با تقویت کنترل درونی، مانع از سوءاستفاده از موقعیت و منابع سازمانی میشود؛ حس تعلق و همبستگی را افزایش میدهد و از تعارضات مخرب میکاهد؛ و استرس کمتری ایجاد میکند و به سلامت روانی کارکنان کمک میکند.
کارآفرینی متعهدانه، رویکردی است که در آن، فرد به دنبال ایجاد کسب و کاری با هدف ایجاد ارزش برای جامعه است، نه صرفاً کسب سود بیشتر. کارآفرین متعهد، محصول یا خدمتی ارائه میدهد که نیاز واقعی جامعه را برآورده میکند، به حقوق کارکنان، مشتریان و محیط زیست احترام میگذارد، در توزیع منافع عدالت را رعایت میکند، و سود را نه هدف نهایی، که وسیلهای برای ادامه خدمت میبیند. چنین رویکردی، هم به موفقیت اقتصادی میانجامد و هم رضایت عمیق درونی را به همراه دارد.
برای ایجاد محیط کاری مبتنی بر ارزشهای معنوی، میتوان گامهای عملی زیر را برداشت:
شفافیت در ارتباطات (پرهیز از پنهانکاری و پشت پردهبازی)،
احترام متقابل (قدردانی و تشکر از همکاران، حتی برای کارهای کوچک)،
مسئولیتپذیری (پذیرش خطا و پرهیز از سرزنش دیگران)،
خدمت به دیگران (دیدن کار به عنوان فرصتی برای خدمت، نه صرفاً کسب درآمد)،
و یادآوری ارزشها (در جلسات و گردهماییها، گاهی ارزشهای اصلی تیم را مرور کنید). محیط کار معنادار، جایی است که انسان نه تنها از نظر مالی تأمین میشود، که از نظر روحی نیز رشد میکند.
تمرین محوری این زیرفصل: «چالش ۲۴ ساعته»
برای ۲۴ ساعت، یکی از این دو چالش را در محیط کار خود اجرا کنید:
گزینه الف (نیتگذاری آگاهانه):
قبل از شروع کار، یک نیت مشخص برای روز کاری خود بنویسید: «من امروز سر کار میروم برای اینکه… (مثلاً: به مشتری کمک کنم، حقوق مردم را رعایت کنم، هزینه های مالی خانواده را تأمین کنم، صبر و مهربانی را تمرین کنم).» در پایان روز، بنویسید: «این نیت چقدر بر رفتار من تأثیر گذاشت؟»
گزینه ب (خدمت پنهانی):
یک کار خوب برای یکی از همکارانتان انجام دهید بدون آنکه او یا کس دیگری متوجه شود (مثلاً قهوه برایش بیاورید، کاری از او را انجام دهید، یک یادداشت تشکر روی میزش بگذارید). در پایان روز، بدون گفتن به کسی، بنویسید: «حسی که از این کار مخفیانه داشتم، چه تفاوتی با حس کارهای آشکارم دارد؟»
تمرین حسی: ایستادن در وضعیت «خدمتگزار» مقابل آینه
جلوی آینه بایستید. دستها را در کنار بدن، کف دستها به سمت جلو (ژست خدمتگزار). ۲ دقیقه به چشمان خودتان نگاه کنید. سپس وضعیت بدن را عوض کنید: دستها را روی کمر بگذارید، سینه را جلو دهید (ژست مدیر). ۲ دقیقه دیگر. حالا بنویسید: «در کدام وضعیت، احساس بهتری نسبت به خودم داشتم؟ کدام وضعیت به «منِ واقعی» نزدیکتر است؟ آیا ژست «مدیر» در من تکبر ایجاد میکند یا اعتمادبهنفس؟ تفاوت این دو را تشخیص دهم.»
برای آنهایی که عجله دارند:
سه اقدام سریع برای معنادار کردن محیط کار:
۱) هر روز صبح، قبل از شروع کار، ۱ دقیقه نیت کن.
۲) با هر همکاری که حرف میزنی، با گوش دادن فعال (بدون نگاه کردن به گوشی) پاسخ بده.
۳) یک عادت کوچک اخلاقی (مثل سلام کردن با لبخند، تشکر کردن، تحویل به موقع کار) را برای یک هفته رعایت کن و بعد ببین چه تغییری در روحیه تو و اطرافیانت ایجاد شده است.
برای عمیقشوندگان:
– اسپریتزر، گرچن. (۱۳۹۶).معنویت در محیط کار. ترجمه علیرضا رضایی. انتشارات دانشگاه تهران. (فصل ۲ و ۴)
– براون، برنه. (۱۳۹۷).شجاعت در محیط کار. ترجمه مهدی حسینی. نشر نوین.
– کلینی، محمد بن یعقوب. (۱۳۸۷).اصول کافی. جلد ۲. تهران: دارالکتب الاسلامیه. (کتاب الایمان و الکفر، باب الصدق و الامانه)
سؤال باز این زیرفصل:
اگر شغلت را برای یک سال عوض کنی و بروی جایی که نصف حقوق فعلی را بدهد، اما محیطش کاملاً با ارزشهای تو هماهنگ باشد (صداقت، عدالت، احترام)، آیا این کار را میکنی؟ اگر نه، چه چیزی تو را متوقف میکند؟ ترس از قضاوت دیگران؟ نیاز به سطح درآمد فعلی؟ یا عادت به سبک زندگی؟ کدام یک از اینها را میتوانی تغییر دهی؟



