آن لحظه که چشمها حرف میزنندتوسط مهدی اردیبهشت ۲۴, ۱۴۰۵ 0 نشسته بود روی نیمکت ایستگاه مترو، کیفش را محکم چسبیده بود به سینه. صدای اعلام ایستگاه بعدی بلندگو را پر ...