در مباحث دینی همواره نفس و ضرورت جهاد با آن، پای ثابت کتاب ها، مقالات و سخنرانی های اخلاقی بوده است. یعنی امکان ندارد ما مسلمان باشیم و آراسته به صفت جهاد با نفس نباشیم. از سوی دیگر خیلی از امور دینی هستند که به آنها علاقه وافر داریم. زمانی که به نیازمندی کمک می کنیم. در ساحت علم خدمت می کنیم. یا نماز می خوانیم. یا قرآن می خونیم. خیلی کارهای دیگر که هم دینی است و هم برای ما لذت بخش. در این نوشته در مورد معنویت لذت گرا در زندگی دینی خواهید خواند.
شهوت در فقه اسلامی
در فقه اسلامی شهوت در لغت از ماده شهو به معنای رغبت و اشتهاء داشتن به چیزی یا کسی است. یعنی ما به هر کسی یا چیزی که علاقه داشته باشیم یعنی نسبت به او شهوت داریم. چه آنجایی که نسبت به مسائل جنسی علاقمند باشیم. علمی یا معنوی و تهذیب نفس و جهاد و زحمت و کار و تلاش. یا هر نوع معنویت دیگر. در سوره سوره فصلت آیه 31، زمانی که صحبت از تشهتی می شود که از همان ماده شهو می باشد، تعبیر این است که در بهشت ابدی هر چه مایل باشید در اختیار شماست.
به عنوان نمونه در قضیه کربلا انسان های گوناگونی داریم. که بسته به نوع تصوراتشان از زندگی، هر کدام اشتهاء و علاقه، لذت طلبی و هوای نفسشان به یک سمت است و قطعا این تفاوت گاهی به تضاد می رسد و تناقض. در یک جبهه “مارایت الا جمیلا” را داریم که در آن شرایط فدا کردن فرزند، جان، آواره شدن همسر و فرزندان و عشیره در مسیر رضایت خداوند عاشقانه دوست داشته می شود. در سمت دیگر یک انگشتر به بهای بریدن انگشت به دست می آید. از این روست که یک تعریف واحد در خصوص هوای نفس در ماه محرم وجود ندارد.
چالش تکلیف گرایی و لذت طلبی دینی
مساله اساسی فهم تکلیف است و البته پذیرش تکلیف که در نوشته دیگری به آن می پردازم. اما همین اندازه که در موقعیت خاص در این لحظه، در این موقعیت تکلیف من چیست؟ عالمم. دانشمندم. محققم. همسرم. شوهرم. نظامی ام یا … تکلیفی که در برابر خدا دارم چیست؟ و گام بعدی این است که رابطه من با خدا چگونه است؟ اصلا سمت و سوی معنویت و لذت گرایی با تکلیف محوری چیست؟ آیا لزوما باید یکی را انتخاب کنم؟ گاهی این قدر دور نیستم که به تکلیفم عمل نکنم اما وقتی عمل می کنم از روی علاقه انجام است و هوای نفس من که الان نفس ملهمه یا مطمئنه شده به سمت ما اشتهی الی الله است یا بالاجبار به انجام تکالیف می پردازم؟
قطعا لذت گرایی و هوای نفس در وجود همه کس وجود دارد حتی معصومین. فرقمان این است که هوای نفس ایشان هم مثل چشم و گوش و همه داشته هایشان در مسیر الهی بوده و نفسشان هوا و خواهشش همانی بوده که خدا می خواسته. این یک نوع متعالی از معنویت لذت گراست. ممکن است ما انسان های معمولی هم در عمر خود چنین تجربه هایی داشته باشیم. به هر میزان که کاری که هم ما دوستش داریم و از روی علاقه انجام میدهیم و اتفاقا در راستای خواست خدا هم هست، مشمول این قضیه می شود.
منابع برای مطالعه بیشتر:
چطور میشه حال خوب رو بدست آورد؟
شیروانی، علی. ساختار کلی اخلاق اسلامی.
اصول کافی باب سوء خلق ح4. حسن الخلق ح8.رفق، ح7. تواضع، 1. حسن البشر، ح5..
نتیجه گرایی در اخلاق اسلامی. دکتر حمیدرضا مظاهری سیف.




