اینجا از معنویت لذت گرا نوشتم. معنای معنویت را توضیح دادم و سرفصل ها و کلیدواژه ها و عبارات کلیدی که ممکن است در این موضوع به دردمان بخورد را توضیح دادم. برای آنها که با موضوع آشنا هستند یکی از سوالات اساسی زندگی این است که چطور معنای بیشتری به زندگی ببخشیم؟ چه چیزی به زندگی مان معنا می دهد؟ چه چیزی باعث می شود لحظات سخت زندگی و مشکلات روزمره، ارزش مبارزه و زندگی داشته باشد؟ و چه انگیزه ای باعث تحمل مشکلات و سختی های زندگی می شود که خودمان یا دیگران و جامعه برایمان درست می کند؟ اگر این سوالات سوالات شما نیز هست با من همراه باشید.
روش های متفاوت کشف معنای زندگی
مکاتب مختلف نظرات متفاوتی برای یافتن معنای زندگی ارائه می کنند. روش های درمانی متفاوتی برای این مساله وجود دارد. بعضی ها تنها هدفشان این است که تحمل سختی ها و رنج های مسیر زندگی را برای شما آسان کنند. بعضی ها بر جنبه های فیزیکی تمرکز دارند و بعضی ها اولویت را به مسائل روحی و روانی می دهند. یا بعضی ها جواب همه چیز را با رفاه و آسایش می دهند و بعضی ها درمان همه چیز را در معنویت متافیزیکی می دهند. اما من از بعد معنویت لذت گرا با شما سخن خواهم گفت.
نسخه بهتری از زنده نگه داشتن احساس گناه
در بعضی از مکاتب و روش ها احساس گناه را فرصتی برای تغییر خود و بهتر شدن معرفی می کنند. اما از نگاه معنویت لذت گرا شما لزوما نیاز ندارید احساس گناه را در خودتان زنده یا شعله ور کنید. انسان ممکن است در زندگی خود خطاها و اشتباه های زیادی داشته باشد. ممکن است انتخاب های غلط زیادی در زندگی تان داشته باشید. در کارتان، روابطتان، مسائل مالی تان، انتخاب های سیاسی تان و هزار انتخاب دیگر که به موفقیت مد نظرتان نرسیده اند.
حتی ممکن است بعضی از این انتخاب های غلط به گناه محرز در زندگی تان منجر شده باشند. چه گناه در برابر خدا و چه در برابر خلق خدا. اما من نسخه بهتری از زنده نگه داشتن احساس گناه به شما پیشنهاد می کنم. ایجاد و تقویت رابطه با خدا و توبه ای که نه تنها گناه را بپوشاند بلکه حتی اثر آن را هم از زندگی تان محو کند. این یک کلید اساسی معنویت لذت گرا و زنده کردن معنا در زندگی شما خواهد بود.
می ترسید احمق به نظر برسید؟
بعضی از روان درمانگر ها به شما پیشنهاد می کنند عمدا احمقانه رفتار کنید. پیشنهاد می کنند آرزوی چیزی را کنید که بیش از همه از آن میترسید. مثلا اگر میترسید که احمق به نظر برسید، این تکنیک تشویقتان میکند که عمدا احمقانه رفتار کنید. وقتی قصد دارید تا حد امکان احمقانه رفتار کنید، ترس شما از بین میرود. اما آیا رفتار احمقانه تاثیر بیرونی در محیط اطراف شما یا حتی زندگی شخصی تان نخواهد داشت؟ اگر از یک رابطه غلط می ترسید وارد رابطه غلط می شوید؟ اگر از ظلم به دیگری می ترسید عمدا به او ظلم می کنید؟ و اگر از قبول نشدن در امتحان می ترسید عمدا برای امتحان تلاش نمی کنید؟
کدام انسان عاقلی از کاری که مطمئن است غلط است استقبال می کند و خود را در آن می اندازد؟ چرا به جای کار احمقانه، یک گام گذاری در مسیر رفتار، انتخاب و زندگی عاقلانه نگذاریم؟ عقلانیت همه زندگی نیست اما بخش بزرگی از زندگی نیازمند انتخاب و رفتار عاقلانه است که یکی از اساسی ترین سرفصل های معنویت لذت گرا خواهد بود.
چه مهارت هایی به تابآوری کمک می کند؟
بخش قابل توجهی از معنابخشی به زندگی از کنار مقاومت در برابر ناملایمات، استرس و سختیها می گذرند. زندگی بدون سختی و استرس و مشکلات، حتی در فانتزی ترین روش ها و گونه های زندگی نیز پذیرفتنی نیست. اما این که مهارت هایی به دست بیاوریم که ما را به گذر موفق از دل این مشکلات که بعدا می فهمیم همه فرصت هایی برای بهبود زندگی بوده اند لازمه هر زندگی موفقی در طول دارید بوده است.
مهارتهایی مانند:
1- پذیرش خود، داشته ها و نداشته ها، آنها که می توانیم برسیم و آنها که نمی توانیم.
2- نوعدوستی و علاقه به دوست داشتنی های بیشماری که در دنیایمان وجود دارند.
3- شوخطبعی و داشتن روحیه رها و آزاد
4- مسئولیتپذیری در زندگی و در برابر مسائلی که بر عهده ماست.
5- سبک زندگی مبتنی بر ارزش ها و یافتن قواعد و برنامه زندگی
6- شجاعت برای رویارویی با ترسها و مشکلات
7- خوشبینی حتی در مواجهه با سختیها
8- داشتن رویکرد فعال در زندگی (بهجای رویکرد منفعلانه)
9- ارزیابی مجدد شناختی یا تفسیر مجدد معنای یک رویداد. در معنویت لذت گرا آخر همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود. اگر تمام نشد، پایان آن هنوز نرسیده است.




