حقیقت ایمان چیست و رابطه ای با عقلانیت داد. عقلانیت چیست و چه نسبتی با عاقل و عاقلانگی و امر عقلانی دارد؟ آیا ایمان و عقلانیت همدیگر را طرد می کنند یا با هم قابل جمع هستند؟ آیا ایمان همان دینداری است؟ یا عقلانیت همان دینداری است؟ ایمان و عقلانیت چه نسبتی با دینداری دارند؟
حقیقت ایمان
حقیقت ایمان را علمی میدانند که به مرتبه قلبی رسیده و همراه با انقیاد و خضوع باشد. ایمان همان علم صحیح عقلی و مطابق با واقع است که از مرتبه عقلانی به حیطه قلب وار می شود. به طوری که علاوه بر تصدیق عقلی، قلب انسان هم آن را می پذیرد.
معنای عقلانیت
عقلانیت به معانی متفاوت و متناقضی تقسیم شده است. اما حاصل آن ها عبارت از این است که عقل ابزاری است برای مدیریت خواسته ها و تمایلات نفسانی. زمانی که تلاش می کنیم با استدلال و محاسبه، تمایلات درونی، گروهی، اجتماعی و ملیتی خودمان را مدیریت کنیم در واقع از عقلانیت بهره می بریم. عقلانیت باعث عدم خروج انسان از مسیر مستقیم به سمت افراط و تفریط در ارزش گذاری و تصمیم و رفتار انسانی و اجتماعی است.
حقیقت وحی
همه پیامبران راستین در طول تاریخ، به حقّ مدعی بودند که به طور مستقیم با خداوند متعال در ارتباط هستند، حقائقی را دریافت میکنند که دیگر انسانها از درک آنها عاجزند. فرشته وحی را با چشم باطن مشاهده میکنند و صداهای را میشنوند. از جانب خدا مأموریت دارند که پیامها و برنامه های او را به مردم برسانند و در ارشاد و راهنمایی بندگان کوشش کنند. این ارتباط ویژه و مرموز در اصطلاح، وحی نامیده میشود.
ایمان و عقلانیت در پرتوافشانی وحی
در صورتی که پیشفرض ما در خصوص انسان، انسان کامل دارای ابعاد مختلف جسمی، عاطفی، روحی و آن جهانی باشد، در این صورت تعریفمان از ایمان و عقلانیت انسان کامل با مکاتب دیگر متفاوت خواهد بود. ایمان و عقلانیت در آگاهی، علم و بینش مشترکند. یعنی جهالت نقطه مشترک مقابل این دو است. هم ایمان مخالف جهالت است و هم عقلانیت. عقلانیت حسابگری است و ایمان ورود این حسابگری به ساحت های بلند مدت و فرامادی. اما نکته این است که هر دو بدون چراغ راه و روشنگری وحی در سنجش و عملکرد خود ناکام خواهند ماند.
همان طور که بخش قابل توجهی از امور زندگی انسان فراعقلی است، به همان میزان، ایمان به چیزی که فهمی و دانشی در خصوص آن نداریم نه تنها ما را به حقیقت ایمان نمی رساند بلکه ممکن است وسوسه شیطانی را ایمان قدسی تلقی کنیم. از این رو به پرتوافشانی وحی در این مسیر نیازمندیم. اما باید مواظب بود که در کنار وحی الهی چیزی به اسم وحی شیطانی و وسوسه های شیطان هم در انتظار فرد و جامعه است. حل مساله و تنظیم صحیح رابطه بین ایمان و عقلانیت ضمن بهره مندی از وحی الهی به شناخت و فاصله گیری از وحی شیطانی نیز وابسته است.
وحی شیطانی چیست؟
قرآن برای وحی شیطانی چند هدف بر شمرده است که یکی از مهم ترین آن ها توانایی برای مجادله است. به این معنا که دوستان شیطان هرگاه در گمراهی و تباهی تا آن اندازه پیشرفت کنند که دیگر همانند ابلیس و شیاطین شوند در این صورت به جهت مشابهتی که با شیاطین پیدا می کنند در راستای اهداف شیاطینی به آنان وحی می شود. شیطان در وحی خود به آنان می آموزد که چگونه در حق مجادله کنند و آن را ضعیف کنند. اذهان انسان های ساده را مشوش کرده و بفریبند. در حقیقت شیاطین از طریق اولیا و دوستان انسانی خود در جامعه انسانی نفوذ کرده و از طریق آنان اهداف خود را پیش می برند.
ساختار کلی اخلاق اسلامی.شیروانی، علی.
نتیجه گرایی در اخلاق اسلامی. دکتر حمیدرضا مظاهری سیف.




