چطور میشه حال خوب رو بدست آورد؟ سوال اساسی زندگی انسان مدرن. هزاران بهانه برای بد شدن حالمان داریم. و هزاران جزئیاتی که باعث بد شدن حال بقیه باشیم. شاید بیشتر از نیاز به خوراک و پوشاک و تفریح و هر چیز دیگری، به داشتن حال خوب حتی به صورت مقطعی نیازمند هستیم. بعضی ها معتقدند باید از زندگیت لذت ببری و هر روز بیشتر به خواسته هات برسی و در زندگیت داشته باشی و هیچ چیزی نتواند تو را ناراحت کند. اما این بیشتر به توهمات و فانتزی های پسران و دختران نوجوان شبیه است تا واقعیت زندگی.
آیا داشتن حال خوب اکتسابی است؟
در زمانی که می توانستم بخواهم بخوابم، بخواهم غذا بخورم، بخواهم کار کنم، بخواهم تفریح کنم، انتخاب می کنم که حال خوب داشته باشم. تا اینجا یعنی هرچه می خواهیم را انتخاب می کنیم و زندگی ما انبوهی است از انتخاب هایی که به درستی یا به غلط انتخاب می کنیم. تا زمانی که خودتان نخواهید کسی نمی تواند حال شما را بد یا خوب کند. از طرف دیگر می توانیم انتخاب کنیم در زمانی و مکانی خاص به حال خوب برگردیم و در حال بد و ناراحتی نمانیم. زمانی که بتوانیم بر خودمان مسلط شویم، به سرعت می توانیم به شرایط مطلوب و ایده آل خود برگردیم. از نقطه جدیدی شروع کنیم.
برای داشتن حال خوب چکار کنیم؟
یک نسخه واحد برای همه افراد وجود ندارد. برای شما می تواند با خواندن یک کتابی که شاید مدت ها منتظر تهیه و خواندنش بودید به دست آید. می تواند با شنیدن نوای دوست داشتنی معنوی از جمله نوای تلاوتی خاص از قرآن به شما دست بدهد. می تواند با تماشای یک فیلم سینمایی که مدت ها منتظر پخشش بودید به دست بیاید. گاهی سر زدن به خانه مادر بزرگ و پدر بزرگ یا دیدن یک محله قدیمی که سالها پیش در آن زندگی کرده اید می تواند حال شما را خوب کند. از کنار پدر و مادر نشستن و دوستانه های همسرانه هم که نباید غافل شویم.
بگو بخند های ساده و بی آلایش خیلی وقت ها حال آدم را خوب می کنند. برخی از کارشناس ها معتقدند به دست آوردن حال خوب ربط مستقیمی به وضعیت مالی شما ندارد و غالبا حال خوب امری معنوی است و شما می توانید با معنویت لذت گرا حالتان را خوب کنید.
حال خوب به تنظیم ورودی های ذهن، روح و جسمتان وابسته است
همه آدم های عاقل برای سلامتی جسمی شان اهمیت قائل بوده و هزینه می کنند. هر غذایی نمی خورند. هر دوست داشتنی را مصرف نمی کنند. به اصول بهداشتی اهمیت خاصی قائل هستند. این یعنی روی ورودی های شان فیلتر گذاشته اند. حتی غذاهای دوست داشتنی و سالم را هم به میزان کالری مورد نیازشان تنظیم می کنند. اما مساله این است که همین انسان ها گاهی روی ورودی های ذهن و افکارشان فیلتری نمی گذارند. با افکار و اندیشه هایی که از رسانه ها، دوستان و آشنایان و محیط پیرامونشان منفعلانه برخورد می کنند.
گاهی نیز افرادی که بعنوان دوست و رفیق وارد زندگی مان می کنیم می توانند در داشتن و از بین بردن حال خوب ما موثر عمل کنند. مثبت اندیشی و منفی بافی، متدین و عیاش بودن، باسواد و الواط بودن و خیلی فاکتورهای دیگر، در حس و انرژی مثبت و منفی که از اطرافیان می گیریم موثر هستند. و این من و شما هستیم که انتخاب می کنیم چه حسی از چه کسانی در پیرامونمان دریافت کنیم.
برای حال خوب گاهی باید خودت را تخلیه کنی
طبیعی است که گاهی عصبانی شویم. گاهی ناراحت باشیم. زمانی خوشحال و سرمست باشیم. ممکن است کسی با انتخاب هایش ما را ناراحت کند. در شرایطی قرار بگیریم که نتوانیم آنها را تغییر دهیم. اما به طور طبیعی نمی توانیم همان موقع حس واقعی ما را نشان دهیم. اگر نتوانیم هیچ زمان و مکانی برای تخلیه احساساتمان پیدا کنیم، طبیعی است که غمباد زمانی ما را از پا در بیاورد. انرژی های منفی را باید تخلیه کنیم. هر فردی راهکار خاص خودش را دارد. انسان های عاقل حتی انرژی های مثبتشان را هم تخلیه می کنند. از کسانی که دائم ورزش می کنند تا آنها که وقتی خوشحالند تلاش می کنند دیگران را هم خوشحال کنند نمونه هایی از تخلیه احساسات است.




