سال اول خیلی بهمان سخت گذشت. در دیار غریب که با اغلبشان امکان و تمایل ارتباط نداشتم. همایون صبح زود...
ادامه مطلبسمینار جالبی بود. فکر نمی کردم این قدر از سمینار استقبال کنند. راه های مقابله با مسامحه کاری در مدیریت...
ادامه مطلببا این همه دردسر و روزمرگی ها و ترافیک چطور می شود به مدیریت زمان 15 ساعت مفید در روز...
ادامه مطلبدعوت شده بودم به یک جلسه خصوصی برای اساتید دانشگاه ... با موضوع " راهزنان وقت در مدیریت زمان" غالبا...
ادامه مطلبیک روز از اول صبح حال خوشی نداشتم. بعدا یک روز شد چند روز. شد یک هفته. شد یک ماه....
ادامه مطلبزندگی من پر بود از باید و نبایدهایی که دیگران بر زندگی ام اعمال می کردند. باید درسم را به...
ادامه مطلبروزهای خوشی در خانه خاله سپری می کنم. زن و شوهر با این که از دو دنیای متفاوت به هم...
ادامه مطلبسال هایی که همایون منوچهری در آلمان گذرانده بود از خیلی جهات او را رشد داده بود. از خیلی جنبه...
ادامه مطلبروزی که به اصرار خاله ثریا به دفتر کار دکتر منوچهری رفتم نمی دانستم می توانستیم همدیگر را تحمل کنیم...
ادامه مطلبدوازده سال پیش بود که ثریا را در یک مهمانی خانوادگی دیدم. خواهرم با مقدمه چینی ها و شیطنت های...
ادامه مطلب